مــــــادرم
مادرم، من براي اين به جبهه آمدم كه تو در ميان
مردم سربلند باشي و افتخار كني
كه چنين فرزندي داري و
با افتخار بگويي كه
من هم فرزندي در راه اسلام
و آبــــــاداني مملــــــكتم دادمــــ...
مادرم، من براي اين به جبهه آمدم كه تو در ميان
مردم سربلند باشي و افتخار كني
كه چنين فرزندي داري و
با افتخار بگويي كه
من هم فرزندي در راه اسلام
و آبــــــاداني مملــــــكتم دادمــــ...
برايم گريه نكنيد. صبر را پيشه خود سازيد.
چون اين يك آزمايش الهي است كه از طرف خداوند
براي بندگان صالحش قرار داده شده است.
اين دنيا فاني و زودگذر است و شتري است
كه در خانة هركسي خواهد خوابيد.
پس چه بهتر كه نثار جان فقط براي خدا باشد.
مانند كوه در برابر سختيها استوار باشيد.
هميشه يار و ياور امام بوده و
پيامرسان خون شهدا باشيد.
***
فرازی از وصیتنامه
شهـید محــمد افراسياب
فرض کن حضرت مهدی به تو ظاهر گردد؛ * ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی؟
باطـــــنت هست پسندیده صاحــــب نظری؟ * خانه ات لایق اوهست که مهمان گردد؟
لقمه ات درخور او هست که نزدش ببری؟ * پول بی شبه وسالم زهمه داراییت؟
داری آنقــدر که یک هدیه برایش بــخری؟ * حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟
با چنین شرط که در حافظه دستی نبری؟ * واقفی بر عمل خویش تو بیش از دیگران،
می توان گفت تو را شیعه اثنی عشری!
زندگی نامه شهید مهدی زین الدین

شهید زین الدین در مهرماه 1338 در تهران متولد شد.
هنگامی که متولد شد مسؤولیت مادر او در تربیت و
پرورش این فرزند، بیش از پیش شد و این معلم قرآن
فرزندش را با آیه کتاب عشق پروراند، از کودکی،
قرآن را یاد گرفت. در 5 سالگی به دلیل فعالیت های
مبارزاتی پدرش به همراه خانواده به خرم آباد مهاجرت نمود.
از کودکی دارای نبوغ فکری بسیار بالا بود. در جوانی
علاوه بر کار و تلاش در کنار پدرش در بیش تر
فعالیت های فرهنگی - دینی شرکت می کرد...
من خیلی خواب پدرم را نمی بینم. فقط دو سه بار
برایم پیش آمده، اما مادرم خیلی خوابشان را می بیند
و ارتباطشان قوی است. مثلاً همیشه وقتی قرار است
اتفاق بدی بیفتد، مادرم، پدر را در خواب می بیند که
به خانه آمده و ناراحت است؛ برعکس موقعی که
اتفاق خوبی می افتد، قبلش حتماً مادرم خواب پدر
را می بیند که آمده و برای من هدیه آورده است.
در
مدرسه ی کربلا ،کودکان به چشم خود دیدند که
بابا دو بخــــش است:
بخشی در صحـــــرا ، بخشـــی بر بالایٍ نیــــزه ...
اما اینکـــه عمــــو چند بخش است را فقـط بــابـــا می دانــد ...
السلام عليك يابنــــــــت الحسيــــ ـــــن(عليه السلامـ)
فقر اینه که صبح ساعت پنج،بیدار شی بری جلو آینه که آماده شی بری بیـرون
ولی هنوز نماز تو نخونده باشی !
فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی و هنوز یـك
بار تفسیر قرآن رو نخونده باشی!
فقر اینه که هر سال عاشورا به در و همسایه
نـذری بدی اما ندونی امام حسین چـرا شهیـد شد !
فـقـر اینه كه بگی اسـلـام
از مد افتاده و قدیمیه و باد بندازی تو گلوت و بگی ما عوضش مولوی داریـم امـا
ندونی مولوی گفته من فقط قرآن رو منظوم كردم چه برسه به اینكه بدونی چرا!
فقر اینه كه از اسلام متنفر باشی وقتی فقط اسمش رو شنیدی و حتی معـنی
اسمش رو هم نمیدونی !
فقر اینه كه هر حكم و عقیده ای رو نسبـت به مـیـزان
لذتش بسنجی و اگر حال نمی داد یا سخت بود،به اسم تمدن آزادی لگدمالـش
كنی !
فقر اینه که تو اوج تمدن و فرهنگ و دین باشی ولی جـایـگاه تو نـدونـی و
حسرت یه شب پـاریـس و لـاس وگـاس رو داشته باشی !
فقر اینه که با محجبه
ها بی احترام باشی ولی با یه خانم سانتی مانتال خیلی مودبانه برخورد کنی!
فقر اینه که شیعه ی امـام عـلی بـاشی و مردم بی گناه رو برای شیطان قربانی
بگیرن،ولی تو از این غصه نمیری !
فقر اینه که شاه بیت خلقت منتظر آدم شـدنمون
باشه و ما خودمون رو منتظر ظهورش بدونیم و مرتب بگیم اللهم"خودت" عجل لولیک
الفرج،بعدش شمار گناهامون هر روز دل نازنین شو برنجـونه!
فقر یعنی هـمـه چیز رادر ظاهر دیدن . . .
و فقر همچنان ادامه دارد . . .
حاج سعید قاسمی میگفت توی کانال حنظله شهید بیرون آوردیم
توی جیب پیراهنش یه کاغذ بود نوشته بود:
برادرم نگاهت!
خواهرم حجابت!
میگن شهدای گردان حنظله توی کانال یک هفته بدون آب و غذا
محاصره بودن در مقابل نیروهای زرهی دشمن،
به بچه ها میگفتن فقط به خمینی فحش بدید تا دست از سرتون برداریم.
میگن هر چند ساعت یک بار یکی بلند میشده الله اکبر میگفته،
ولی چون لباش خشک بوده لبها خونی میشده
وبا لب خونی میگفته الله اکبر.
ان شاءالله که شرمنده اون لبهای خونی نشویم.
صدای آشنا را دوست دارم
اگر جام بلا از چشم یار است
من این جام بلا را دوست دارم
دعا یعنی تکلّم با خداوند
تکلّم با خدا را دوست دارم
اگر چه خارم و از خار کمتر
گل باغ وفا را دوست دارم
محبّت را عجب، حال و هوایی است
من این حال و هوا را دوست دارم
نمی دانم کی ام آنقدر دانم
علیّ مرتضی را دوست دارم
خدا می داند، ای آل محمّد!
که من تنها شما را دوست دارم
چو ممزوج است با عطر حسینی
نسیم نینوا را دوست دارم
خدایا روز محشر باش شاهد
حسیـن و کربلا را دوست دارم
شود "میثم" که مولایت بگوید
که این بی دست و پا را دوست دارم؟
پسر اول گفت: مادر جون برم جبهه؟
گفت: برو عزیزم...
رفت و والفجر مقدماتی شهید شد.
پسر دوم گفت: مادر، داداش که رفت من هم برم؟
گفت: برو عزیزم...
رفت و خیبر شهید شد.
همسر گفت: حاج خانم، بچه ها رفتند، ما هم بریم تفنگ بچه ها روی زمین نمونه.
گفت: خدا به همرات همسرم.
رفت و کربلای ۵ شهید شد.
مادر به خدا گفت: همه دنیام رو قبول کردی، خودم هم قبول کن.
رفت و حج خونین شهید شد.
در نزدیکی کربلا روی تپه ها نشسته بودند
و می گریستند و برای سلامتی و پپروزی امامشان دعا میکردند
اما هیچکدامشان به سمت سپاه امام نرفتند...
چه فرقی میکند که درمقابل امام شمشیر زده باشی
یا دشمن امام را با سکوت یاری کرده باشی؟

معني نماز را حتماً ياد بگير، در موقع برخورد
با مشكلات كوچك و بزرگ است
كه فوايد بيشمار نماز را
متوجه ميشوي و
درك ميكني كه نماز روح
انسان را تغيير ميدهد.
البته مقدار تأثير آن بر آدم بستگي
به ايمان و توجه او دارد.
شهید سعيد كاشاني

روزدانش آمـــوز
وروزمبارزه بااستكبـــارجهـــاني
گرامي بــــــ ـــــاد
پرستوی خیال من
تاریخ میلادتو بهاران من است
وبهترین بهانه برای بودنم...
جشـن ميلادت مبـــاركـــــ

پرستـو جان!
خواهر عزيزمـ اميدوارم هميشه خوشبخت باشي.
تولدت مبـــــ ـــارك

((سبحان الله یا فارِجَ الهَمّ و یا کاشفَ الغَم فرِّجْ هَمّی و یَسِّرْ
ترجمه:
منزه است خداوندی که بر طرف کننده غم ها است. غم و مشکل من را برطرف کن،
بر ضعف و کمی چاره ام رحم کن و مرا از جایی که گمان نمی کنم روزی ده ای
پروردگار جهانیان.
حضرت محمد (ص) فرمودند :
هرکس مردم را از این دعا با خبر کند در گرفتاریش گشایش پیدا می کند.
التمــــ ـاس دعـــ ــــــاي فــــرج
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ
بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ
وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ
آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ
وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ
عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
از شما پدر و مادر عزيزم يك تقاضا دارم و آن اين
است كه سعي كنيد نزد امام برويد و به
امام بگوييد كهاي امام! حيف
كه من يك جان داشتم؛
اگر هزار جان هم
ميداشتم،
فداي يك لحظه عمر تو ميكردم.
مادر عزيزم، آرزو داشتم شهيد شوم تا
بلكه با اهداي خون ناقابلم نعمتهاي
بيانتهاي خداوند را كه به من عطا
فرموده است جبران كرده باشم.
البته، اين را ميدانم كه جبران نميشود
چون همه چيز از آن خداست و
خداوند است كه محيط بر همه
چيزي ميباشد، و ما هم قطرهاي
در مقابل اين اقيانوس بيكران ميباشيم.
از خداوند سبحان خواستهام كه نه اسير شوم نه معلول بلكه تمامي پيكرم را خالق منان از من پذيرا باشد و اگر شهادت را نصيبم نمود در صف اول معركه شهيد شوم.
مادر، ميداني كه ما در حدود هزار و چهارصد سال
«حسين، حسين»ميگفتيم و هميشه آرزو ميكرديم
كه در كربلا بوديم و آقا امام حسين(ع) را ياري ميكرديم.
حال كه ما در كربلا نبوديم تا امام را ياري كنيم،
حال كه نايب بر حق امامزمان(عج) آمده تا دين
اسلام را ياري كند، ما نبايد كنار بنشينيم و
امام را تنها بگذاريم. بايد خدارا شكر كنيم
كه در چنين زماني به دنيا آمديم، چراكه
وقتي نتوانستيم در زمان آقا امام حسين
به دنيا بياييم و امام حسين را ياري كنيم،
الآن كه خداوند يك نظر لطفي به ما كرده
و ما را در اين موقعيت به دنيا آورده است،
لااقل در كربلاي ايران شركت كنيم و
نايب امام زمان(عج) را ياري كنيم.
فرازی از وصیتنامه
شــ★ـــهيد محمود كريم شاهيان بيدگلي
اللهم صل علي محمــدوآل محمـــدوعجل فـرجهـــــمـ
می زنه عشق حسین رنگ به تموم پیرهنا
پیرهن هر عاشقی سیاه می شه تو این شبها
اشک می ده به این دو چشم خشک شده خود اقا
مادرش اذن حضور می ده میون هیئتها
شفا رو خود خدا داده به دست عباسش
می یادش میون هیئت می زنه به طالبها
هر کی که سرخ شده باشه سینه اش
مرحمو رقیه می زنه به روی سینه ها
اگه حاجت داره هر کس یه ندا فقط بده
خود زینب می گیره پیش رو ها
اگه غم داری بخور فقط شما غم حسین
غم نداری گر بشی تو جز این دیونه ها

السلام عليك يا ابا عبداللّه الحسين(عليه السلامــ)




اي حسين، اكنون كه به سوي تو آمدهام شفاعت مرا بكن،
زيرا كه بار گناهان من سنگينتر از آن است كه
بدون شفاعت شما خداوند مرا قبول نمايد.
فرازی از وصیتنامهشهید ميرابراهيم موسوي حبيبي

يااباعبداللّـــــه الحسيـــــــن
در درگیری مرزبانان عزيزمان با اشرار مسلح:
محمد قرایی، امید پارادال، امین آبراش، مهدی عارفی،
حامد عبداللهی، مهدی زبردست، پژمان شاهوند،
حمید لزگی، محمد صادقنژاد، احمد لنگری، سعید فتنقریی،
مسعود معصومی، سید علی سیادت
و محمد سلیمانی به درجه رفیع شهادت نایل شدند.


____________________________________
براي شادي روح تمام شهيـــدان واين مرزبانان دلاور صلواتــــ